در رابطه با روستای سوزن
سلام ، بعد از مدتها خواستم فرا رسيدن ماه مبارك رمضان رو خدمت دوستان تبريك عرض كنم و به امبد به بهره گيري از بركات اين ماه . التماس دعا
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 7:38  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 
سلام

هم اكنون كه اين مطالب رو  تايپ ميكنم  جمعه 24 خرداد  ماه 1392  است  و هم وطنان عزيزم در حال انتخاب رييس  جمهور كشور عزيزمان  هستند .و فارغ از اينكه چه كسي از اين شش نفر نامزد موفق به كسب آرا بشه آرزو دارم اين انتخابات سر آغاز يك تدبير و عقلانيت و جهاد براي آباداني بيشتر كشور باشه و در اين موقعيت به آقاي دكتر احمدي نژاد  و همكرانش در دولت به خاطر نيت هاي خوب و كارهاي مثبتش خسته نباشيد و خدا قوت ميگم  و اميدوارم  اگه به اشتباهاتشون پي بردن مردونه به دولت بعدي اين تجربه رو جهت تكرار نشده انتقال بدن . با آرزوي آباداني و سرافرازي ايران و روستاي سوزن

بايد ديد اولين رئيس جمهوري كه وارد روستاي سوزن ميشه كي هستش .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1392ساعت 11:37  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 

ايلك بهار گليدير گول دسين ديل

گول اشيدسين گولاقين گولسون اوركين

گولملي سوزلرينن گولسون

شاد اولسون اوين يني ايل


از طرف دوست خوبم

. فرشاد و

عکس های زیبا از آقای حجت الله عطایی از روستای سوزن  در خبر گزاری مهر

  http://www.mehrnews.com/detail/classicPhoto/2025425

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 17:6  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 
سلام

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1391ساعت 10:40  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 
با سلام  و درود

خیلی وقته  ها دوست دارم مطلبی به این وبلاگ اضافه کنم و همچنین خیلی مطالب به ذهنم میرسه که اغلب یا وقت نمیشه یا اینترنت در دسترس نیست و نمیشه که بشه . به هر حال فرصتی دست داد تا دوباره مطالبی رو تایپ  کنم  و  در دلی با دوستان و هم شهریان داشته باشم :

با اجازه  میخواستم یک موضوع غم انگیز رو واستون تعریف کنم  :

ما جرا  از این قرار بود که خدا بهمن ماه ۸۸ یک فرشته کوچیک و دوست داشتنی  و یک خواهر زاده خوب به بنده  و خواهرم و خانوادش بخشیده بود به نام  محدثه

لازمه کمی از خصوصیات این بچه بگم  . به خدا با همه بچه های هم سن و سالش فرق داشت . به خدا خیلی فرق داشت و کاملاْ آسمانی بود انگار یک آدم بزرگ و عاقل بود که   فقط حدود  ۲ سالش   بود  و  خیلی مهربون  و با ادب و دوست داشتنی بود . همیشه وقتی میدیمش به عنوان داییش میبوسیدمش و منو می بوسید .....

دوستان خوبم : گریه امانم نمی ده ...... مثل امروز صبح  . همه روزهای گذشته .

با اون سن کمش توفیق داشت بره مکه و حاجیه خانم بشه   و  بلد شده بود شعر بخونه و صلوات بفرسته

اما  از با مداد پنج شنبه ۳۱  فروردین ماه امسال  که محدثه جونم رفت پیش خدا  دلم واسش خیلی تنگ شده خیلی  و  هر قدر گریه میکنم  این فراق اتشین خاموش نمیشه

به مولا نمیدونید چی بود   واقعا یک فرشته بود  و خاک بر سر من  و ما که قدرش  رو ندونستیم  و نادانانه مسبب پرواز زود هنگام این فرشته بهشتی شدیم ؟؟؟؟؟؟؟؟

هر طرف نگاه میکنم  محدثه رو میبینم و  قلبم درد میگیره نمی دونم  چیکار کنم

و اما محدثه و روستای سوزن چه ربطی بهم داشتن چون محدثه عزیزمون از این روستا ملکوتی شد  لذا در مذار این روستا  به خاک سپرده شد و  به در کنار جدش  و  نزدیک منزل حاج حیدر در زمین به امانت سپرده شد : درست مثل  مولامون  امام جواد ( ع ) که در کاظمین در کنار جد بزگوارشون امام موسی کاظم (ع ) دفن شدن  . خوش به حال اموات این مزار به خاطر وجود چنین فرشته ایی و خوش به حال محدثه جان به خاطر همسایگی با اموات و شهیدان بزگوار روستای بزرگ و  زیبای سوزن

با اجازتون من  به این مزار و به تاسی از نام حضرت زهرا ( س )  میگم  بهشت محدثه

خودمم خیلی این بهشت محدثه رو دوست دارم  چون اجدادمم هم اونجا به خاک سپرده شدن  مثل  حاج کربلایی علی یعقوبی و کلی از فامیلام که در سالهای قبل و امسال همچنین در این مزار به خاک سپرده شدن

برای شادی روح شهدا و  اموات این روستا  که در بهشت محدثه هستند  صلوات

 http://www.iran-newspaper.com/1391/4/6/Iran/5111/Page/1/index.htmشرح حادثه در روزنامه ایران

http://www.iran-newspaper.com/1391/4/6/Iran/5111/Page/21/Index.htm

http://www.iran-newspaper.com/1391/4/6/Iran/5111/Page/24/Index.htm

تحرید شده در روز سه شنبه  ۱۳ تیر ماه  ۹۱   ساعت   ۴۹ : ۲۰  عصر

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 20:47  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 

با درود بی پایان

یک روز وقتی در فضای مجازی  و  اینترنت  در خصوص  اسم روستای کهن  و  قدیمی  و بزرگ سوزن مطلبی جستجو می کردی  مطلبی پیدا نمی شد  و  یا خیلی کم  بود ( مثلاْ چند تا عکس از آقای حجت عطایی از روستای سوزن ) و در  شان نام بزرگ این روستا  نبود  این شد که تصمیم گرفتم به عنوان یک سوزنی وبلاگی به نام این روستا راه انداری کنم  و هر چی مطلب از هر کجا پیدا کردم  به اون اضافه کنم تا تاریخ این روستا در لابلای غبار روزگار کم رنگ نشود   چون  به نظرم انسان ها مثل درختان بدون ریشه اصلا زنده نیستن و ریشه هر انسانی فرهنگ و ملیت و اخلاقیات و تعلقش به خاک  و وطن  است  .هرچند در جهان : بنی  آدم اعضای یک پیکرند   و به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست  لکن دلیل نمی شود  جاهای خوب و قدیمی مثل روستای سوزن   در انتهای  یک  منطقه و دشت رزن   دیده نشود   و مطلبی از این روستا ی با ارزش که محل تولد و زندگی اجدادم  است   در اینترنت  مطالبی وجود نداشته باشد  و تمام آرزوم  آبادی  و رونق این روستا ست  که نمادی از کل ایران است ونظر این حقیر نسبت به کل ایران و حتی جهان نیز همین نگاه روشن است .همواره به نظرم سوزن به لحاظ قدمت و تمدن نماد کاملی از ایران بزرگ و زیبا بوده است که با توجه به ظلم هایی که بر آنها شده است هم اکنون در جایگاه واقعی خود نیستند و عقب افتادگی های  زیادی طی قرن اخیر بر آنها سایه افکنده است که بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و با کار و تلاش بی وقفه مردم و مسئولین بایستی هر چه سریعتر  در  توسعه و پیشرفت آنها اقدام جدی بعمل آید . ( انشا الله )

هم اکنون  ضمن تشکر از مسئولین محترم استان و منطقه رزن به لحاظ زحمات  آنها در امر بازسازی این روستا از آنها   انتظار  می رود  تا  نسبت به تکمیل هر چه سریعتر  طرح بازسازی روستا و آسفالت کوچه ها اقدام نمایند تا زحمات انجام شده  دراین بخش  سریعتر  انجام گیرد و کامل گردد تا  نتایج  خوشمزه و شیرین آن  چشیده شود  که در این مسیر دشوار  مردم روستا واقعاْ ایثار گونه به طرح کمک نموده اند و  خیلی  ها زمین های  زیادی  و حتی بخش هایی از  خانه هایشان را به رایگان  و بدون چشم داشت در اختیار کوچه ها قرار دادند تا  کوچه های بهم پیوسته روستا تنگ و بن بست نباشد.

خوشحالم از اینکه  در مسیر اینترنتی کردن نام روستا نقش کوچکی داشته ام و هم اکنون که در گوگل نام روستای سوزن را جستجو می کنیم نام چند وبلاگ به چشم می خورد که یکی از یکی زیباتر و بهتر هستند و جدیدترین وبلاگ با  زحمات آقای عبدالرزاق محمدی  و نام مونوگرافی روستای سوزن  راه اندازی شده که مرجع بسیار کاملی از  مشخصات فرهنگی اقتصادی ....  روستای سوزن ارائه می دهد و بنده  پربار شدن آنها دعا می کنم .

با امید به  آبادی    جهان  و ایران و روستای  زیبای  سوزن

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 19:42  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 

سلام دوستان

 

در نهایت انتظارم در خصوص دریافت کتاب از دست یکی از دوستان و فرهنگیان  عزیز روستایمان جناب آقای محمود بهادرنیک در خصوص تاریخچه روستا به سر رسید و کتاب ارزشمند تاریخچه مفصل همدان از طرف  ایشان برایم ارسال شد که جای بسی تشکر  و سرور است و  مطالبی به شرح ذیل  پیرامون روستای سوزن از کتاب موصوف برایتان نقل  می کنم :

کتاب تاریخ مفصل همدان  تالیف آیت الله حاج شیخ احمد صابری همدانی  از اهالی روستاهای بیوک آباد همدان بوده و در تابستان ۱۳۷۵ توسط انتشارات عین القضات همدانی  چاپ شده است و در بخش های اول آن در خصوص کتب تاریخی  درباره همدان  مطالب جامعی نگاشته شده است و درباره روستاها و بخش های این استان به تفضیل مطالب جذاب و مهمی به رشته تحریر در آمده است .

در صفحات ۲۸۶ و ۲۸۷ در خصوص روستای سوزن مطالب  به تفضیل ذیل می باشد :

(( سوزن ))‌ از آباديهاي  خوب درجزين است كه شهرت محلي دارد . مرحوم كوثر از آب و عسل آن تمجيد نموده و گويد :

آب سوزن همچو دريا موج زن    بسته نحلش راه مصر از انگبين

چنين پيداست كه در اين محل زنبور عسل تربيت  مي شده كه عسل آن اهميت داشته . نمي دانم در حال حاضر صنعت عسل در اين محل وجود دارد يا نه به هر حال لازم است مردم اين آبادي در احياء و تربيت زنبور عسل بكوشند و اين ثروت طبيعي را از دست ندهند و با بدست آوردن عسل بمنطقه و كشور خود خدمت نمايند .

يكي از فقهاء ظريف همدان درباره سوزن و قروه بعنوان لطيفه اين شعر را گفته است :

كتابي به پر فرعي عروه نيست         دهي بهتر از سوزن و قروه نيست

کتاب  عروِه الوثقی تالیف سید محمد کاظم  از کتب فقهی است که فروع زیادی دارد و علماء و محتهدین برای اثبات اجتهاد و فقاهت خود حاشیه بر آن می نویسند .

۰۰۰  ((  استوزن ))  نام دیهی بوده است در ناحیه در جزین که مورخ قرن هفتم حمدالله مستوفی آن را اسم برده و بعید نمی دانم همان دیه سوزن باشد که ذکر شد .بنابراین آبادی سوزن از سابقه طولانی  برخوردار است . از قدما کسی را نیافتم منسوب به آن باشد . ولی در عصر ما شخصیت های فقهی در آنجا تربیت یافته و برخاسته است . از جمله فقیه کامل مجتهد محقق متقی شیخ  (( شهاب الدین مصطفوی  )) سوزنی نزیل ملایر متوفای  ۱۳۷۸  هجری  قمری مدفون در قم در   (( علی بن جعفر   )) . مرحوم فقیه شیخ شهاب الدین  ذوق شعری و ادبی خوبی داشت و  (( بیدل )) تخلص می کرد و از اوست :

ای ستمگر دانه خالت مرا دیوانه کرد 

مرغ دل خوابیده بود او آتشی در لانه کرد

 شرح حالش  با اشعار و تالیفات  او خواهد آمد.

منسوب به سوزن است واعظ فاضل خطیب  ماهر و نویسنده توانا  (( آمیرزا جمال الدین بن عبدالرضا مصطفوی سوزنی  )) پسر عمه فقیه شهاب الدین سوزنی و متولد ۱۳۱۸  متوفای ۱۳۵۴ که در سن جوانی در گذشت .

و منسوب به سوزن است ادیب شاعر  (( سید ابراهیم سوزنی  )) و  شیخ جلیل و فاضل نبیل  (( آقا میرزا حیدر سوزنی )) ابن (( شیخ محمود سوزنی )) و عالم جلیل  (( حاج میرزا غلام مصطفوی سوزنی )) که ترجمه شان به دست نیامد .

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 0:18  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 
آقای مهدی مصطفوی در خصوص کتاب فولکلور ترکیش مطلبی به شرح ذیل برای وبلاگ روستای سوزن ارسال نموده است که با هم می خوانیم :

 

باسلام ازاينكه به فولكلورم توجه واز آن تعريف نموديد شاگردنوازي كردين متشكرم نيازمند دست نوازشگرشماهستم .قابل ذكراست تهيه كننده ي وبلاگ ...سوزن آقاي عليرضامصطفوي ميباشد. ازايشان تشكرمي نماييم.

اماسوزن شناسي براي آشنايان : هنوزم نسيم صبحگاهي ميوزد،ستاره هاي آسمانش همانند.كوه ها،تپه وجنگل هاي دورسوزن پابرجاست.اماموسيقي زنگوله ي ميش هاوبزغاله ها درصبحگاهان ودم غروب از يادها رفته است.دختران راه چشمه هارافراموش كرده وچشمه ها حس جوشيدن ندارند.درهمين پاييز برگ ها بي دليل افتادندولي زيرپاي كسي خش خش نكردند.

...و بدانيد،كارد مادربزرگمان توان بريدن تازه ترين پنيرهارا ندارد ماهم همان پنيري رامي خوريم كه شما...

تنور خانه ها درخاكستر خود غنوده اندوگرماي خانه ها بالوله هاي گاز تامين مي شود...

 

...قول ميدم براي بعد مطلب اجتماعي نیز ارسال کنم ..

.تابعد باي باي  مهدي مصطفوي.

بی صبرانه منتظر مطالب از ایشان و سایر دوستان عزیزم هستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 17:12  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 
کتاب شعر فولکلور ترکی  به نام کندی میزی گدن گون لری از سروده های آقای مهدی مصطفوی  توسط انتشارات الوند به چاپ رسید .در مقدمه کتاب می خوانیم :

عزیز  فرهنگ ایستین جان لارا تقدیم اولوب

یکی از راههای شاد  زیستن می تواند مرور خاطرات خوش باشد و بسیاری از اتفاقات تلخ در لابلای همین خاطرات شیرین و خوش دفن می شوند تا روح و روان انسان را به تلخ کامی نکشاند و امید زندگانی را در دل های خسته شکوفا نماید . پس با این بهانه لکنت زبانم را جاری می کنم به منظور یاد آوری خاطرات کودکانی از نوع خودم و زندگانی ساده ی اجدادم در روستای کوچک سوزن با فرهنگی وسیع رخ داده است . یاد آوری لحظات شیرین گذشته که بارها حسرت تکرار آن را خورده ایم .

در گفتن ابیات این کتاب نه به تکنیک روز توجه کرده ام و نه به عروض و قافیه و نه به قواعد شعری که دست و بال احساساتم را ببندد. ولی می دانم برای هر بیتی که گفته ام اشک احساس ریخته ام . امیدوارم حاصل این قطرات نقطه امید و شور و شعف برای شما فرهنگ دوستان عزیز باشد.

عناوین شعرها  به شرح ذیل می باشد :

الله آدوینان

قیش گونلری

بایرام گونو

باهار گون لری

یای گونلری

گندی میزی توی لارو

تیرین گه

 

در زیر چند بیت از شعر کندی میزی تو لارو   رو می خوانیم :

یوخلو وارلو تویون دا

سازاندالار چالان دا

 بی حامام نان چیخردی

کل ممد بی بزردی

ساقدوش چوپو گدردی

شابان شاباش ییغردی .....

...

کتاب موصوف در کادوسرای امین واقع در روستای سوزن قابل تهیه می باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 22:48  توسط علیرضا مصطفوی لایق | 


زکوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي
از اين باد از مدد خواهي، چراغ دل بر افروزي
نوروز مبارک

با سلامی به گرمی آفتاب و تبریک سال نو و آرزوی  سلامتی و بهروزی برای دوستان

نظرات شفاهی و کتبی ای  در رابطه با وبلاگ روستای سوزن به دستم رسید که لازم دونستم  مطالب جدیدی خدمت بزرگواران خواننده مطرح کنم ...

اول از همه از آقای  رامین امینی ( وکیل محترم و نواده آیت ا... شیخ شهاب الدین )   ـ اقای جعفر نظری (کوهنورد اهل قروه ) و آقای علی مومن لو که بنده را با دوست دیگری اشتباه گرفته اند تشکر و قدر دانی میکنم .

نظراتی به سمعم رسید مبنی بر اینکه مطالب وبلاگ قدیمی می باشد - لازم است بگویم که بنده متاسفانه با کمبود شدید وقت مواجه ام  و واقعا هرچند علاقه زیادی به تحقیق در رابطه با روستای قدیمی اجدادم ( سوزن ) دارم ولی متاسفانه کمبود وقت و مسائل کاری اجازه کار و تحقیق بیشترنمی دهد.

جدیدترین  یافته های بنده  که به صورت مشاهدات خودم و از اهالی روستا شنیده ام حاکی از آن است که اولین قبر های به روش مذهب شیعه در روستای سوزن مربوط به سیدی می باشد با قدمت حدود ۴۰۰ سال شمسی و قبل از آن هم اهالی روستا در قبرستان دیگری اجساد خود را دفن می نموده اند .

دوم اینکه آخرین خان این روستا به نام حسن خان قرگوزلو  فرزند سردار  که در سال ۱۳۴۲  فوت نموده است نیز در قبرستان حاضر و فعلی این روستا دفن شده است و شنیده ها حاکی از ان است که این خان - بسیار رئوف و  متین بوده و در بین قدیمی های روستا از ایشان به خوبی یاد می شود . ( خدایش بیامرزاد)

مطالب بسیار جالبی در گذشته در رابطه با روستای سوزن در کتابها و مجلات خوانده ام که متاسفانه هم اکنون امکان دسترسی به آنها برایم ممکن نبوده است از جمله مطلبی که در رابطه با آئین ها و بازیهای قدیمی در نوروز و روستا خوانده بودم که متاسفانه هم اکنون در دسترس بنده نمی باشند و به  شدت در جستجوی انها می باشم و از دوستان وعلاقمندان به این روستا عاجزانه تقاضا دارم در صورتی که هرگونه مطلبی در این خصوص در دسترشان بود دراختیارم بگذارند تا خاضعانه ان را در وبلاگ این روستا انتشار داده و آن را ثبت نمایم .

جالب است بدانید در گذشته نه چندان دور  در نوروز بین بچه های  این روستا  بازی تخم مرغ جنگی رایج بود  که بنده آن را به خوبی یادم هست و فوتبال این روستا در گذشته نه چندان دور بسیار قدرتمند در سطح استان مطرح بود  که هم اکنون متاسفانه رو به افول رفته و زمین فوتبال در چنگیر تپه  سال هاست که فوتبالیستی به خود نمی بیند  هرچند اخیرا جوانان روستا به فوتسال در ورزشگاه قروه روی آورده اند که مایه خوشحالی و مسروری است . 

با امید موفقیت شما دوستانم و هم شهریان در سال جدید

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 18:44  توسط علیرضا مصطفوی لایق |